... افتادن بند ناف پسري ...
به نام خداي مهربون
خالق هفت آسمون
- افتادن بند ناف پسري 22/08/1390
هميشه وقتي نوزادها رو تو چند روز اول تولدشون مي ديدم ،كلي دلم واسشون كباب مي شد وقتي بند نافشون رو ميديدم ، واسه نوزادهاي پسر كه ديگه بيشتر...
اما سر رادينم رو خودم كار كرده بودم كه غصه الكي نخورم و به جاش حسابي دقت كنم تا اذيت نشه پسرگلم.الان ديگه نظرم اينه كه ما كه يادمون نمونده اين دردها رو پس ناراحت نباشم چون چيزيه كه براي همه بچه ها هست و طبيعيه.
چند روزي كه گدشت ديدم جيگري اذيت نميشه و با راهنمايي هاي خوب دكترش درد نمي كشه.خدا رو شكر.با اين وجود همش دعا دعا مي كردم كه يكيشون حداقل زود تر بيفته.
غروب نهمين روز تولد گل پسري بود كه داشتم پوشك رادينمو عوض مي كردم و دو تايي تو اتاق تنها بوديم، هر دو تا مامان بزرگها خونمون بودند و در حال بدرقه مهمونها بودند كه يكدفعه متوجه شدم كه بند ناف پسري افتاد ، اونقدر ذوق كردم كه داد زدم بياييد ماماني ها بند ناف پسري افتاد.
هر دو ماماني ها خوشحال شدند و تبريك گفتند .
شب كه بابا محسن اومد و بهش گفتم ، ديد و خوشحال شد.
حالا ديگه مونده رينگش كه ايشالا زودتر بيفته.



... افتادن بند ناف پسري ...
